تبليغاتX
لحظه های ناب




مردم همه

            تو را به خدا

                            سوگند می دهند

اما برای من

                  تو آن همیشه ای

                                      که خدا رو به تو

                                                              سوگند میدهم!

 

 

لحظه اول :امروز یک مرداد.

توی همچین روزی سال 1383 زندگی ما ورق خورد .  صبح بود  و من سرشار از امید . ولی ... .

در این روز ما شکستیم . وبرای بلند شدن و چیزی که امروز هستیم تلاش زیادی کردیم و سختی های زیادی کشیدیم .

یادته؟

دفتر خاطراتم رو باز می کنم . نوشتم :

1/ مرداد / 1383

" زندگیم چقدر زود تغییر کرد ، چقدر زود ، من هنوز 20 ساله هستم ، شاید بودم  ، به نظر امروز خیلی پیر شده ام و شکسته .

زندگی چقدر زود روی بد خودش رو بهم نشون داد ."

حالا از  اون روز 4 سال گذشته  .

 

لحظه دوم : امروز سرشار از انرژی ام . از صبح فقط نشستم فیلم دیدم . 

وای فردا هم تازه امتحان زبانم دارم .

استاد زبانت شوهرت باشه  اما دریغ از یه ذره تقلبی .یه ذره نمونه سوال یا سوال های امتحانی

. poor me

 

لحظه سوم : دیشب سر کلاس بودم موبایلم زنگ خورد . شماره خونه بود . نتونستم جواب بدم . دیدم نه همین جوری ادامه داره . به خودم گفتم ای وای نکنه مامان رفته کلاس آتنا تو خونه تنهاست .

بدو بدو از کلاس اومدم بیرون .

صدای مامان رو شنیدم که پر از نگرانیه . میگه کجایی ؟ چرا جواب نمیدی ؟

می گم : مامان امروز روز زوج مثل همیشه سر کلاس بودم .

ازم می پرسه رفتی دکتر ؟ چی شد ؟ چی گفت ؟

واسه اش توضیح میدم . و  خدا حافظی می کنبم .

خیلی غصه خوردم وقتی نگرانی مامان رو دیدم  . صداش پر از اضطراب بود .

نمی تونم بهش دروغ بگم یا چیزی رو ازش پنهان کنم .

سعی میکنم بهش  آرامش بدم که فعلا چیزی نیست .

ولی خوب مادره دیگه . همیشه نگران ما .

خیلی خیلی دوستت دارم مامان و میدونم که خودت هم این رو خوب میدونی .

 

لحظه چهارم : دیروز  که رفتم دکتر یکی از خانم های پرستار من رو دیده و بهم میگه چقدر شما برای مان آشنایید !

میگم : آخه من هر روز اینجام .

می گه : ا ! چرا آخه ؟ مگه چی شده ؟

میگم : هیچی ، دلم واسه شما ها تنگ میشه میام ببینمتون.

منو یه بوس می کنه و میره .

 

لحظه پنجم : هوا به شدت گرم و کشنده است .

 

لحظه ششم : آخه تو چرا یه دفعه عشقت فوران میکنه ؟

ای بابا  اخم نکن . میدونم همیشه دوستم داری .

ولی چرا یه دفعه مدل آتشفشان میشه .

 

لحظه هفتم : آیین  مهربان تر برگ ، باز هم ممنون به خاطر همه چیز .  بمیرم واسه لبخندت که هیچ وقت ازت دور نمیشه و منو سرشار از آرامش میکنه .

 

لحظه هشتم : روزهای بسار خوبیه . ما هستیم سرشار از آرامش و انرزی و دوست داشتن .

 

لحظه نهم : یه ضرب المثل روسی میگه : از خوبی ازداج .نه پس از سه روز . بلکه پس از سه سال سخن بگو .یعنی من الان میتونم چیزی بگم ؟

اجازه هست؟

با سلام خدمت شمکا دوستان گرامی... اااا ... ببخشید یادم رفت چی می خواستم بگم .

 

لحظه عشق : همسرتان را شوهر سال بنامید ... و در روز سالگرد ازدواجتان با او همچون یک پادشاه رفتار کنید.

 

 David Carriere Lotus Flower  Echo Park Lake  Los Angeles  CA Photographic Print

 

عاشقانه :

وقتی که دوست داشتنت زیباست  ،

مثل خیال آبی نیلوفر...

 

 

+ ارسال شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387و ساعت 14:46  توسط آیین و آیینه  |